محمد تقي جعفري
75
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و در حركات شخصيت دخالت بورزد . حال مىپردازيم به برخى از مسائل با اهميت در بارهء ايمان . يك - آيا انسان مىتواند بدون ايمان زندگى كند براى پاسخ به اين سؤال ، بايد ديد مقصود از زندگى چيست اگر مقصود از زندگى فقط حركت و احساس طبيعى بوسيلهء اعضاى حاسه ، و خواستنهاى ناشى براى اشباع غرايز طبيعى حيوانى است و بس ، نه تنها ايمان براى چنين زندگى مورد نياز نيست ، بلكه مزاحم و مخل آن نيز محسوب مىشود . از اينجا است كه اشخاصى كه مىگويند : انسانها مىتوانند بدون ايمان زندگى كنند انسان و زندگى او را در مرتبه اى از حيوانيت پست در نظر مىگيرند كه شايستگى درك و پذيرش ايمان را ندارد . پيشنهاد ايمان به چنين اشخاص ، مانند پيشنهاد انديشه نيرومند براى يك بيمار روانى است كه انديشه براى او سبب زحمت و رسيدن فورى به پوچى است . و اگر مقصود از زندگى ، عبارتست از زندگى با همهء ابعاد و استعدادهاى انسانى ، محال است كه بدون ايمان از چنين زندگى برخوردار گشت . براى انسانى كه ايمان به موضوعى ندارد ، توقع انديشه و عمل بر مبناى قانون در بارهء آن موضوع ، همان مقدار منطقى است كه توقع حركات منظم و منطقى مبتنى بر وجدان آگاه براى يك حيوان بىانديشه و بىذهن ديگر از مختصات بىايمانى در بارهء يك موضوع ، احساس اكراه براى كار [ اعم از فكرى و عضلانى ] در بارهء آن موضوع است و اين احساس همواره رنج و ملالت ناگوار در بارهء آن كار ببار مىآورد ، همچنين نمىتوان در كارهاى صادرهء غير مستند به ايمان ، به شناختهاى جديد و ابتكارى نائل آمد . به همين جهت است كه مىتوان گفت اساسىترين عامل اخلال كار چه فكرى و چه عضلى ، نبودن ايمان به كار است كه مانع به فعليت رسيدن و يا مانع بيدارى وجدان كار مىگردد .